آیاخدابرای بنده اش کافی نیست؟!

بسمه تعالی

پدر من متولد اوایل سده معاصر است. او مادری داشته که روزی از پسر شش ساله اش می پرسد: دوست داری چه کاره شوی؟ پدر فکر می کند اولین چیزی که مردم پس از بیدار شدن به آن نیاز دارند، خوردن چایی است و برای دم کردن چایی هم به سماور و قوری نیازمندند. لذا تصمیم می گیرد سماور ساز شود. البته طبیعی است وقتی بچه شش ساله را به سماور سازی بفرستی، هزار و یک بلا سر خودش می آورد؛ هزار و دو حرف بوق دار یاد می گیرد و هزار و سه بار کلاه سرش می گذارند. مثلا روزی در کارگاه سماور سازی، منبع نفت آتش گرفته و دست های پدر سوخته است. صاحب کار شش سالگی پدر من معتاد بوده و احتمال داشته پدر را نیز پای منقل بکشاند. صاحب کار پدر چندین بار دستمزد هفتگی اش را نداده و حقش را خورده است. البته از سوی دیگر وقتی پدرم برای اولین بار دستمزد گرفته، همه آنها را خرج خرید عشق دیرینه اش یعنی فرنی کرده است.

خطرهای زیادی از شش سالگی پدر من را تهدید کرده است. اما با این وجود او از شش سالگی می توانسته با پول خودش فرنی بخرد.

محمد مهدی متولد اواخر سده معاصر است. او پدر و مادری دارد که تلاش می کنند امکانات رفاهی زیادی برای پسرشان فراهم کنند تا شاید پیشرفت کند. از مهدکودک پنج ستاره و سرویس رفت و آمد و کتابهای کمک آموزشی گرفته تا لباس و کامپیوتر و اسکوتر. ما محمد مهدی را به کارگاه سماور سازی یا صف نانوایی نمی فرستیم؛ چون جامعه خوبی نداریم و هزار و یک خطر او را تهدید می کند. هزار و دو حرف بوق دار یاد می گیرد و ممکن است هزار و سه نفر بلایی بر سرش بیاورند. من ترجیح می دهم سر راه خانه، خودم نان بخرم تا محمد مهدی را به صف نانوایی بفرستم و در عوض اسم او را در کلاس شنا و زبان می نویسم.

چند شب پیش از محمد مهدی پرسیدم: دوست داری چه کاره شوی؟ گفت: هنوز به این مسئله فکر نکرده ام. پرسیدم: مثل همه بچه ها دوست نداری پلیس شوی؟ گفت: نه! پلیسها شبها بیدارند و من دوست دارم شبها بخوابم. خندیدم و گفتم: دوست نداری خلبان شوی؟ پرسید: به خلبانها چقدر پول می دهند؟ گفتم: چکار به پولش داری؟ گفت: اگر آدم پول نداشته باشد نمی تواند برای بقیه اسباب بازی و خوراکی بخرد و بقیه هم او را دوست ندارند!!

با مقایسه آرمانها و رفتار شش سالگی پدرم با پسر چهر ساله ام به این نتیجه رسیده ام که مردان ابتدای این سده، تحلیل سیاسی نمی کردند؛ زبان نمی دانستند و شنا بلد نبودند. در عوض مردان آن روزگار «مرد» بودند و دستشان در جیب خودشان بود. آنها با تلاش خودشان آرزوهایشان می رسیدند. ولی مردان انتهای این سده به همه چیز ایراد می گیرند و برای همه دنیا نظر می دهند. زبان دراز و بی عرضه هستند و تا نزدیک سی سالگی اگر با پدرشان دعوا کنند و از خانه بیرون بیایند نمی توانند تا شب از دست رنج خودشان یک سطل ماست بخرند.

مردان این دوران کودکان غرغرویی هستند که ریش پرفسوری می گذارند و انتظار دارند بقیه آنها را به آرزوهایشان برسانند. ومی دانی که هیچکس به «بچه» زن نمی دهد.

نگارش در تاريخ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 توسط دانش جــــــو |

کی از مهم ترین رویدادهای صدر اسلام که می توان گفت در سرنوشت اسلام، تأثیر بسیار و غیر قابل انکاری داشت، امر خلافت و جانشینی پس از پیامبر (ص) بود که شایسته ترین فرد از حیث نص و شخصیت،از این مقام کنار گذاشته شد.زمان زیادی از رحلت رسول خدا (ص) نگذشته بود که با تشکیل شورای سقیفه،ولایت را از خاندان نبوت سلب کردند. جناح پيروزِ سقيفه، پس از بيعت گرفتن از برخي اصحاب، به سرعت سراغ علي عليه السلام آمدند، تا در اسرع وقت از او بيعت بگيرند و سند مشروعيت حكومت خود را امضاء کنند. آن‌ها مي‌دانستند كه علي عليه السلام به خاطر حفظ اسلام و پيشگيري از تفرقه و اختلاف، به جنگ متوسل نخواهد شد و بيعت او باب مخالفت بني‌هاشم و حاميان اهل بيت عليهم السلام را مسدود خواهد كرد و در نتيجه پايه خلافتشان محكم خواهد شد. از اين‌رو آن بزرگوار را تحت فشار سختي قرار دادند و زشت‌ترين برخوردها را در نخستين روزهاي رحلت پيامبر(ص) با آن حضرت كردند و تا سرحد كشتن علي عليه السلام پيش رفتند. (1)

فاطمه (ع) هر چند پس از رحلت پیامبر (ص)، چندان عمری در همراهی با علی (ع) نداشتند و از فراق پدر و از اندوه مصائب وارده به اسلام، دار فانی را خیلی زود وداع گفتند، در همین مدت کوتاه، در گفتار و در عمل، از علی(ع) و خلافت بر حق ایشان دفاع کردند و برای آیندگان مدرکی غیر قابل انکار از حقانیت ولایت علی (ع) و راه و رسم دفاع و حمایت ولی زمان را برای مسلمانان پس از پیامبر (ص) بر جای نهادند.مبارزه فاطمه عليها السلام كار خلفا را بسيار دشوار ساخت زيرا آنان مي‌دانستند همان‌طور که عجله کردن در بيعت گرفتن از علي عليه السلام موجب تثبيت حكومتشان مي‌شود، جسارت زياد نسبت به یادگار پيامبر صلي الله عليه و آله نيز، پايه حكومتشان را سست خواهد كرد.حضرت زهرا(س) به تصريح رسول خدا(ص) خشم و رضايتش ملاك خشم و رضايت خدا است(2)ومى‏توان گفت آن حضرت پس از رسول خدا(ص) ملاك حق و باطل بوده است. همین آبرویی که حضرت داشت، باعث شد خانم در دفاع از ولایت، کاری انجام دهد که اگر همه مسلمانان از مهاجرین و انصار می‌گفتند که علی(ع) امام و خلیفه است ولی حضرت زهرا سکوت می‌کرد، امامت حضرت علی(ع) جا نمی‌افتاد و بر عکس اگر تمام جهان اسلام در آن زمان سکوت می‌کردند (که خیلی‌ها کردند) اما همین یک نفر دفاع کرد امامت حضرت علی ثابت شد

عمده کاری که حضرت زهرا کرد روشن کردن مردم بود. این نشان می‌دهد که عاملین جنگ نرم انگشت شمارند اما آن‌هایی که تحت تأثیر حرف آن‌ها قرار  می‌گیرند زیادند،حضرت این را کاملا تشخیص داده بود و به درخانه مهاجرین وانصارمی‌رفت. اگربخواهیم 5 یا 10 نفر را از بین بیریم و محاکمه کنیم مشکلی حل نمی‌شود. اگرما قشر خاکستری را آگاه کنیم خود بخود آن تعداد انگشت شمار هم زندانی می‌شوند حتی در خانه خودشان.برای افزایش بصیرت در جامعه نباید نسبت به قشر خاکستری بی‌تفاوت بود. این قشر، معاند نیست، دشمن نیست بلکه مستضعف فکری است به این معنی اینکه از لحاظ فکری قدرت تحلیل مستقل ندارد و کسی باید به او تحلیل بدهد.خطبه‌هایی که حضرت زهرا خواندند همین کار را کرد. در بحث جنگیدن، باید آگاهی داشت.حتما نیاز نیست اسلحه دست گرفت.وظیفه ما فحش دادن،درگیری و مدام شلوغ کردن نیست، آنچه که ضروری است این است که به صورت چهره به چهره، به دوست و آشنا و...آگاهی دهیم و بی‌تفاوت نباشیم و از مباحثه خسته نشویم.بنا بر گفته مبارزین و فعالین اوایل انقلاب عمده  کار جوانان حزب‌اللهی حتی در سنین 14ـ 15 سالگی این بود که با توده‌ای‌ها، مجاهدین خلق و... مباحثه کنند.آن‌ها مطالعه می‌کردند و با هم‌سن و سال‌های خودشان مباحثه می‌کردند. پیش از آن‌که بخواهیم اسلحه دست بگیریم باید مطالعه و سپس مباحثه کنیم. مطالعه هم باید با نیت خیر باشد چون طرف‌های ما معاند نیستند، خدا را قبول دارند، شیعه و بچه مسلمان‌اند وباید نسبت به آنها دلسوز بود. اگر انسان می‌خواهد کاری کند، ارزشش به این است که این کار را به موقع و در لحظه انجام دهد. ابتدا باید حق را بشناسد، نباید در شناخت حق تنبلی کند و بعد از شناخت هم باید به وظیفه‌ اش عمل کند. کاری که حضرت زهرا(س) کرد شبیه ضربه علی(ع) در روز خندق بود.ضربه ای که برتر از عبادت جن وانس بود.(3)اگر حضرت امیر در جریان مبارزه با عمرو بن عبدود، با یک ضربه اصل اسلام را حفظ کرد، حماسه حضرت زهرا(س) هم قدر دفاع تمام جهان اسلام از امامت و ولایت تا روز قیامت بود.اگر حضرت زهرا این دفاع را 2 ماه بعد انجام می‌داد،اثری نداشت.

مگر فاطمه چه ها کرده بود؟

استدلال فاطمه (ع) به حدیث غدیر و منزلت در دفاع از ولایت:

پیامبر(ص)پیش از رحلتشان به تصریح و تلویح،جانشین پس از خود را معرفی کرده بودند.

فاطمه(ع) نیز به گفته های پیامبر(ص)استناد می کند و می فرماید:آیا گفتار رسول خدا (ص) را در روز غدیر که گفت: هر کس که من مولای اویم علی مولای اوست و گفته ایشان را که فرمود: تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی، فراموش کردید؟(4)

بیان فواید زمام داری علی (ع):   

فاطمه (ع) در فواید زمام داری علی (ع) چنین پیش گویی می کند: به خدا سوگند! اگر او را در جایگاه خلافت قرار می دادند و از قبول حجت روشن سر باز نمی زدند، آنان را به ملایمت و سهولت راه می برد و آنچنان آنان را آرام در این راه می راند که کوچک ترین آسیبی از راه بر آنان نمی رسید و از قدم زدن در راه خسته و ملول نمی شدند...و باطن آنان را از این آب حیات پر می کرد. (5)«اگر اهل قریه (جوامع بشری) ایمان و تقوا را پیشه سازد، برکات آسمان و زمین را بر آنان می گشایم، ولی آنان دروغ می گویند و آنان را به آنچه عمل می کند کیفر می دهیم»(6)

مبارزه با تساهل خواص:

توطئه كنار زدن اهل بيت عليهم السلام و غصب حقوق سياسي، مالي و اجتماعي آنان، تنها به وسيله فرصت طلبي چند تن از اصحاب شكل نگرفت، بلكه تساهل و تسامح برخي از اصحاب موجب شد تا برخي از افراد جاه طلب و زياده خواه، اهل بيت(ع)را از حقوق مسلم الهي‌شان محروم سازند. آن‌هاباعنوان اصحاب نامدار  وخواص  جامعه باسكوت خود  بستر مناسبي را براي شكل گيري وبه بارنشستن توطئه‌ها فراهم آوردند. . ازاين رو حضرت زهراءعليهاالسلام آنان راتوبیخ كرده، مورد سرزنش و ملامت‌هاي آشكارخويش قرار داد. و بدين وسيله حجيت اجماع خواص اصحاب در بيعت با خليفه را از بين برد. از نگاه فاطمه عليها السلام اگر اصحاب متساهل، كاهلي را كنار نهاده و جدي در برابر انحراف‌ها

ايستادگي مي‌كردند، مشكلات برطرف مي‌شد.(7)                       

  افشاي ماهيت جريان براندازي و بيان ريشه‌هاي سياست ستيز با علي(ع):

فاطمه(ع) فرمود: «به چه دليلي از ابوالحسن انتقام گرفته‌اند؟ به خدا قسم! به خاطر سختي شمشيرش و بي‌باكي نسبت به مردنش و شدت تاختنش و مجازات آسيب زدنش در جنگ، و خشم كردن او در راه خدا، از او انتقام گرفتند.» (8)شايد آن روزها بسياري از اصحاب و تابعين و كساني كه تازه مسلمان شده بودند نمي‌توانستند باور كنند دست‌هايي كه علي(ع)را كنار زده‌اند از سر چه این مرتکب این ظلم شده اند؟چون آن‌ها نيز ظاهرا سال‌ها در ركاب نبي(ص) شمشير زده بودند،لذا كسي جرات نمي‌كرد به آنان گمان بد ببرد و آن‌ها را به بي‌ديني و خيانت متهم نمايد.  

                       

1) دينوري، الامامة و السياسة، دارالاضواء، ط 1، 1410 ق، ج 1، ص 31.                              

2) المستدرك علی الصحيحين:ج 3،ص153و154

3) همان / صفحه 32.

4) صحیح بخاری،«فضائل الصحابة»، ۳۵۰۳

5)بلاغات النساء. : ابن طیفور.خطبه فدکیه

6) آیه 96 سوره اعراف

7) طبرسی، ج 1، ص 269 و 270

8) بلاغات النساء، ابن طيفور، صفحه 32

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 توسط دانش جــــــو |

قرآن درباره حضرت صدیقه طاهره(س) می فرماید: « انا اعطیناک الکوثر»، کلمه ای بالاتر از کوثر نیست. در دنیایی که زن را شر مطلق و عنصر فریب و گناه می دانستند، قرآن می گوید: فاطمه(س) نه تنها خیر است بلکه کوثر است، یعنی خیر وسیع، یک دنیا خیر. آیه «انا اعطیناک الکوثر» مخصوصا به قرینه «ان شانئک هو الابتر» اشاره به کثرت ذریه است. البته تنها کثرت ذریه، کوثر و خیر کثیر نیست؛ طیب بودن و صالح بودن و مصلح بودن و ستون فقره اسلام بودن نیز در این امر دخالت دارد. پس تنها نظر به کمیت نیست، کیفیت هم در نظر است.عملا معلوم شد که نسل پیغمبر که از بطن زهراست واقعا کوثر است؛ یعنی خود زهرا کوثر است، از زهرا کما و کیفا خیرات کثیر ظاهر شد.(1) حضرت زهرا(س) به حسب ظاهر در 18 سالگی از دنیا رفت. در زمان حیاتش به خاطر این که تحت شخصیت و عظمت رسول خدا(ص) و امیرالمومنین(ع) بود، بروز زیادی نداشت و ادب هم همین را اقتضا می کرد، ولی به حکم مثل معروف « ای بسا شاعر که بعد از مرگ زاد» زهرا(س) بعد از مرگش به وسیله ذریه پاکش زنده شد، خون پاک و پرجوش زهرا(س) در رگ فرزندانش اثر کرد. در میان قریش، هاشمیان و در میان هاشمیان، علویان و در میان علویان، فاطمیان ممتازند.(2)

امام حسن عسگری (علیه السلام ) می فرمایند : « نحن حجج الله علی خلقه و جدّتنا فاطمه حجتٌ علینا »یعنی  ما حجت خداوند بر خلق هستیم و جدّ ه ی ما فاطمه حجت است بر ما. یعنی فاطمه (سلام الله علیها) راه را به ما نشان داد و جبهه ای را که باید ما پس از رحلت رسول خدا و حذف حاکمیت علی (علیه السلام) در آن قرار گیریم بر ما نمایاند و به اصطلاح فاطمه نگذاشت پس از

رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تاریخ اسلام به بن بست بیافتد و لذا راه رسیدن به افق اصلی مورد نظر اسلام را گشود و صحیح ترین موضع گیری را نسبت به آن جریان نشان می دهد تا مردم برای همیشه تاریخ معنی حاکمیت صحیح را گم نکنند و فکر نکنند اگر حاکمی حاکمیتش ، در مسیر حاکمیت حکم خدا نیست ولی ظالم هم نیست ، می توان او را تحمل کرد.

ببینید فاطمه زهرا (سلام الله علیها) چگونه با انصار حرف می زند. می فرماید: "میدانم دیروز مبارزه کردید و سختی کشیدید ، ولی امروز نتایج آن  زحمات را دارید از دست می دهید".یعنی اینطور نیست که مبارزان دیروز ، امروز در هر راهی قدم گذاشتند باز به معنی ادامه دادن انقلاب باشد.در واقع حضرت می گوید : اگر حاکمیتی در مسیر اجرای حکم خدا نیست و خواست به نظر خود عمل کند ،جریان کفر است ، حال چه به نماز ایستاده باشد و چه به شراب نشسته باشد.(3)

فاطمه (سلام الله علیها) بذر مبارزه ای را در فرهنگ بشری پاشید که هدفش قرار دادن حاکمیت بر محور حق و عدل است و نه سود و ظلم. اگر سخنان فاطمه(س) پذیرفته شده بود ،امروز جهان اسلام با این همه تفرقه و دوگانگی روبه رو نبود که هر قطعه از آن را حاکمی خود فروخته تصاحب کرده و تمام تلاش و ماموریتش آن است که ملّت اسلام کمر راست نکند.آیا اگر جامعه ی دیروز پس از رحلت رسول خدا(ص) و نیز امروز ، با حساسیتی که حضرت زهرا(س) به یادگار گذارد، از خود حساسیت نشان می داد ، امروز سرنوشت ملّت اسلام چنین بود که هست؟!؟ در حالی که اگر علی (علیه السلام) کوچکترین اعتراضی می نمود ، می گفتند حرص بر حکومت دارد ! آیا اگر فاطمه سکوت می کرد ، جز این بود که حاکمیت سقیفه با تمام قداست ، خود را صاحب جان و مال مردم می دانست و به اسم جانشین پیامبر خدا ،تمام قداست ها و اختیارات پیامبر خدا را برای خود قائل می شد؟ و اگر در انقلاب اسلامی حساسیت فاطمه (سلام الله علیها)  خاموش شود ، فردا چه خواهد شد.(4)

فاطمه(س) وظیفه ی سنگین و حساسی را به عهده گرفت .گویا همه ی کارها در آن شرایط به او واگذار شده که حداقل اگر نمی تواند جریان حاکمیت را تغییر دهد  ، آن را از مشروعیت و قداست کاذب بیاندازد، و فاطمه در مقابل فاجعه بزرگی که همه ی صبرها و طاقت ها را به یأس بدل می کند، ثابت کرد در آن شرایط نیز کسی هست که پایداری کند و حضرت فرهنگی را پایه گذاری می کند.

که نمونه ای از آن را در کربلا توسط حسین (علیه السلام) در مقابله با لشکر عمرسعد ، یا در شام توسط حضرت زینب (سلام الله علیها) در مقابله با یزید می بینید.وای اگر فاطمه در مقابل حاکمیت بعد از رسول خدا اعتراض نمی کرد...(5)

1)حماسه حسینی،مرتضی مطهری،ج 1، ص327

2)یادداشتهای استاد،مرتضی مطهری،ج 9، ص303

3)بصیرت حضرت فاطمه(س)،اصغر طاهرزاده ،ص318

4)همان ،ص341

5)همان،ص

نگارش در تاريخ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 توسط دانش جــــــو |

آیا تا به حال به اين فكر كرده‌ايم كه از فاطميه چه مي دانيم؟ يا اينكه به‌هنگام فرارسيدن اين ايام، چه بايد بكنيم؟در کتب تاریخ و حدیث جزییات ریز مربوط به پیامبر اکرم(ص) مانند:نوع راه رفتن،نوع انگشتر و حتی نوشته انگشتری ایشان ثبت است.پس چرا برای روز شهادت مصداق کوثر سه تاریخ متفاوت با فاصله زمانی  حدود یک ماه نقل شده؟ویا چرا قبر ایشان مخفی است؟ اصلا  موقع شنيدن روضه‌ي حضرت زهرا(س)، به علت پيدايش اين مصبيت‌ توجه كرده‌ايم؟بگذاريد حرف آخر را اول بزنم! مصيبت حضرت زهرا(س) را آن‌گونه كه شايسته‌ي يك بچه هيئتي است، بايد درك كرد. يعني اگر درك ما از مصيبت بانوی دوعالم، دو قطره اشك و چهارضرب سينه باشد، باخته‌ايم و از قافله عقب مانده ایم!!

نتیجه‌ی کینه‌های طایفه‌ای، عدم همراهی انصار، عملکرد خلفا و سکوت خواص و عوام آن شد که بعد از رحلت پيامبر(ص) حكومت ولايي كنار گذاشته شد «خلافت» جانشين«ولايت» شد.با این حساب تکلیف شب‌های هیئت، فرق می‌کند. حرف‌های منبر، روضه‌ها، گریه کردن‌ها و سینه‌زنی‌هایمان فرق می‌کند. سیاه پوشان فاطمیه سرمشق جدیدی را باید بنویسند؛ «زهرا در بستر اعتراض، جان داد ولی با انقلابش، خانه‌ی غاصبین حکومت خدا را در دهانه‌ی آتشفشان بنا کرد و آن‌ها را  در دلهره‌ی لرزه‌ها و گدازه‌ها، بلاتکلیف گذاشت. نهضت فاطمه، 14 قرن تنور جنگ حق و باطل را گرم 
نگه داشته است هر جا باطلی ظهـور مـی‌کنــد ،  آتشفشـان حق هـم می‌جوشد. قیام امام حسین در کربلا تا انقلاب اسلامی روح الله، ادامه‌هایی هستند که به این ریشه‌ی عمیق، وصل‌اند. با این نگاه، گریه‌های زینب و خطبه‌ی کوفه‌اش اعتراض با شکوه و برنامه‌ریزی شده‌ای به چشم می‌آید. باید این فرهنگ چنان میان شیعه قوت بگیرد که به روضه‌ها، عزاداری‌ها، گریه کردن‌ها و سینه‌زنی‌هایش به دید یک اعتراض نگاه کند. اعتراض به«اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک »

 حالا که شیعه چادر سیاه زهرا سلام ا... علیها را پرچم مکتبش کرده، در گریه و نوحه‌هایی که آن هم ارث فاطمه است، باید روح مبارزه و حق خواهی را زنده نگه دارد. یعنی اشکش باید طعم احساس و ناله‌هایش نعره‌ی حماسه و برائت باشد. عزاداران صدیقه‌ی طاهره، برای حفظ اسلام، باید اشخاصی باشند که

 اگـر همـه رفتنـد، آنـها بماننـد.

ببين دوست عزيز! اعتقاد و باور ما اين است كه دوست‌دار فاطمه‌ي زهرا(س) هستيم و لازمه این علاقه‌مندی اين است كه او را تصديق كنيم. . يعني به «صديقه» بودن او اعتقاد و اعتراف داشته باشيم. «صديقه» بودن فاطمه (س) يعني ضمير درون او با گفتار و رفتاري كه از وی سر مي‌زند، در كمال هماهنگي و تناسب است. بگذار برايت روضه‌اش را بخوانم تا موضوع را بهتر درك كني، رنگ رخساره خبر مي‌دهد از سرّ درون. رخسار انسيه الحوراء(س) تا قيام قيامت سرخ است، به این دلیل است كه دلش خون است. من و توي بچه هيئتي هم اگر ظاهر و باطن‌مان متفاوت نباشد، آن‌وقت است كه به عمق مصائب فاطميه پي‌خواهيم برد.

 سلام بر فاطمه(س) آن روز که زاده شد. سلام بر او آن دو روز که زیست. سلام بر او آن روز که شهید شد و سلام بر او آن روز که زنده برانگیخته می شود.

نگارش در تاريخ دوشنبه یازدهم فروردین 1393 توسط دانش جــــــو |

بانوی مهر و وفا، مظهر جود و سخا، میلادت نور به چشم‏ها می‏پاشد و سرور به دل‏ها؛ و رایحه بهشتی‏ات، مشام دل را با عطر خوش حضور می‏نوازد؛

میـلاد بانو فاطمـه معصومـه وروز دختـران مبـارک.

گوهرى کز شرف جلوه کوثر است 
                               فروغ دیده موسى بن جعفر است
                                                          دخت فرخنده زهراى اطهر است
                                                                                      آنکه قبرش به قم سنگر عصمت است
                                                                                                                           بهر ایرانیان باعث رحمت است
                                                                                                                                                                          ما همه ریزه خوار، او ولى نعمت است


 تا به حال به این فکر کردید که چرا این روز را به نام "روز دختران" و " دهه کرامت " نامیدن؟

چرا ایشان می توانند الگوی بسیار خوب و مناسبی برای ما دختران باشند ؟ و چرا نباشند؟

 اصلا ایشان چگونه شخصیتی داشتند که حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز در شان حضرت معصومه ع فرموند: «فداها ابوها» ؟

  چرا این بانودل های ما را هرساله، بارها و بارها به پای حرمش می کشاند؟ این شهر بر دوش کشنده ی چه باریست و چرا مرکز علم و علمای دینی و حرم حضرت معصومه ع است؟ چه رازی نهفته است؟

 زیارت ایشان چه دارد که امام رضا ع   زیارت قبر خواهرشان را برابر زیارت خودشان می دانند؟!

 

مختصری از تولد و روزگار بانو حضرت فاطمه معصومه  ع :

حضرت معصومه  ع  در اول سال ۱۷۳ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.پدرش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و مادرش حضرت نجمه بود .حضرت معصومه در ۲۸ سالگی و در روز دوازدهم ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری در قم به شهادت رسید که امروز بارگاه ملکوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم می درخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و جانهای تشنه معارف حقانی است.

آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه ای از وجود حضرت زهرا سلام الله علیها بود.در طهارت نفس امتیازی خاص و بسیار والاداشت که امام هشتم برادر تنی آن حضرت او را (که نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم کمن زارنی» : (کسی که حضرت معصومه علیها سلام را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است.)


متن کامل در ادامه مطلب

مولودی میلاد بانو فاطمه معصومه-حاج کریمی


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 توسط دانش جــــــو |

آقای من! مولای غریب من! پدر مهربان اهل عالم

گویا همه چیز دست به دست هم داده اند تا شما در غربت بمانید

می خواهم به سوی تو بر گردم، یقین دارم برگذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی

،میدانم .... توبه ام راقبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری

آمین


معروف است كه حضرت رسول به افراد ناشناسى كه از آنها جفایى مى‏ دید، صبر و شكیبایى مى‏ كرد. أنس مى ‏گوید: «با پیامبر(ص) راه مى ‏رفتم. حضرت ردایى نجرانى پوشیده بود كه حاشیه ‏اى زبر و خشن داشت. مرد عربى به او برخورد، رداى حضرت را محكم كشید، من به كتف پیامبر نگریستم و اثر حاشیه ردا را كه مرد عرب به شدت كشیده بود بر آن مشاهده كردم. سپس آن مرد گفت: اى محمد، دستور ده تا از مال خدا كه نزدت هست به من بدهند. پیامبر متوجه او شد و تبسّم فرمود و سپس دستور داد اموالى را بدو بدهند.»


هیچ ذکری بالاتر ومهم تر از عزم پیوسته و همیشگی بر ترک گناه نیست؛ یعنی تصمیم داشته باشید اگر خداوند صد سال هم به شما عمر داد ، حتی یک گناه نکنید ، همچنان که اگر صد سال عمر کنید ، حاضر نخواهید شد یک بار تَهِ استکانی زهر بنوشید؛ حقیقت و واقع گناه هم، زهر و سّم است.
اگر انسان یک گام در راه رضای خدا بردارد، دیگر گامهای بعدی را نمی داند چه خواهد شد! همان گام اول ، او را به جاهایی که نمی داند، خواهد کشید.
«آیت الله بهجت»
نگارش در تاريخ پنجشنبه هفتم شهریور 1392 توسط دانش جــــــو |

السلام علی المهدی

شروع 4 مین دوره اربعین خودسازی از 1 شهریور ماه 92

هر دوره برای پرورش دادن یک یادو  خصلت نیک وپسندیده است برای سربازی امام زمان (عج)

ما در این دوره سعی داریم تا چشم خود را بر روی گناه ببندیم تا شاید بتوانیم روزی جمال مهدی زهرا (ع) را ببینیم و تلاش کردیم تا روزانه قسمت اندکی از سرمایه خود را برای سلامتی امام عصر (عج) بپردازیم تا وابستگیمان به زینت دنیا کم شده و تمرین کنیم که تمام وجودمان را نذر آقا کنیم.

انشاالله در ادامه مسیر، اراده هایمان را جمع کنیم و قدم هایمان را برای ظهور بلندتر کنیم.

سه دوره قبل شامل

۴۰ روز ...

 ۱- خواندن دعای عهد

 ۲-دائم الوضو بودن

 ۳-قرائت دو صفحه از قرآن

 ۴- ۱۴ صلوات روزانه

 ۵- صدقه دادن برای سلامتی آقا امام زمان

 ۶-چشم فرو بستن از نگاه ب نامحرم

 محتوای چهارمین دوره اربعین از 1 شهریور : 

  چهل روز، بخشش و چشم پوشی از خطای دیگران

  چهل روز، روزانه تلاوت دو صفحه قرآن ( از ابتدای صفحه 161) و تدبر در آن

  چهل روز، هر روز 14 صلوات نثار سلامتی حضرت ولی عصر (عج)

همه کسانی که پس از تلاوت هر صفحه، روزانه یک نکته قرآنی ارسال نمایند به قیدقرعه جوایزنفیسی اهدا می گردد.

ثبت نام در این طرح از طریق سامانه پیامکی و رایانامه زیر میسر می باشد که برای این امر نام و نام خانوادگی، آدرس رایانامه و شماره تلفن همراه (جهت اطلاع رسانی محتوای هر دوره)، سن، شهر محل زندگی و دانشگاه محل تحصیل (درصورت دانشجو بودن) خود را به شماره یا رایانامه زیر ارسال فرمایید.

شماره پیامکی:  30002558000313

آدرس رایانامه:    Info@Dabirkhane12.com

اگر اطلاعات بیشتر می خواهی به اینجــا سری بزن

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 توسط دانش جــــــو |

وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست



وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره



وقتی کسی را از دست می دی ، حتما تقدیر اینجور خواسته



وقتی تو زندگیت ،  زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری



وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده



وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو



نشون بدی



وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می  یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی



وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی



بابت صبر و شکیبایی بهت بده



وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه



وقتی دلت تنگ می شه ،  حتماً  وقتشه با خدای خودت تنها باشی

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 توسط دانش جــــــو |

بسم الله الرّحمن الرّحیم

السّلام علیک یاصاحب الزّمان عجّل الله تعالی فرجک
«جوانی» ستاره ای است که تنها یکباردرآسمان عمرانسان طلوع می کند،بهاری است که فقط یک نوبت درفصول حیات انسان شکوفه می زند،قلّه ای است که تنها یک فرصت برای فتح آن داریم ونسیمی پرطراوت درطوفان زندگی است که عطر خوش آن راتنها جوانان اهل«علم» و«ایمان» می فهمند وجوانی رابرای رستگاری دنیوی واخروی قدرمی دانند.
اینک که درعصر«جاهلیت مدرن»خفّاشان شب پرست درایجاد«صدّعن سبیل الله»درصددهستندبااضمحلال هویت وشخصیت نسل جوان ایرانی رارقم زنند،مراقبت ازاین گوهرگران قدردربرابردشمنان،رسالتی عظیم برای نسل جوان است.نسل جوان امروزبه دنبال حرکت عظیم جوانان دیروزکه انقلاب اسلامی راآفریدندودفاع مقدّس راسامان بخشیدند،نقش ارزنده ای درایجاد «تمدن نوین اسلامی» دارند.
دراین مسیرعزّت بخش،تنها کلام الهی اهل بیت (صلوات الله علیهم اجمعین)است که می تواندراهگشای جوانان عزیز قرارگیرد(کَلامُکُم نورٌوَاَمرُکُم رُشدُ)وحضرت امام محمد باقر(ع)می فرمایند:هماناحدیث مادل ها رازنده میکند.
ای جوانان،ستاره ی جوانی خود رابیابید وباتحقّق توصیه های زیبای اهل بیت(صلوات الله علیهم اجمعین)بهاروجود خودراشکوفاوطراوت ونسیم خوش عطر زندگی را جاوید سازید.همان طور که حضرت امام خمینی (قدس سرّهم) می نویسند:«عزیزم ازجوانی به اندازه ای که باقی است استفاده کن که درپیری همه چیزازدست می رود،حتّی توجّه به آخرت وخدای تعالی.ازمکایدبزرگ شیطان ونفس امّاره آن است که جوانان راوعده ی صلاح واصلاح درزمان پیری می دهدتاجوانی باغفلت ازدست برود.پس درجوانی که قدرت بیشتر داری ،به مجاهدت برخیزوازغیردوست-جل علا-بگریز وپیوندخودراهرچه بیشتر-واگرپیوندی داری-محکم تر کن ؛واگرخدای نخواسته نداری،تحصیل کن ودرتقویتش همّت گمارکه هیچ موجودی جزاو-جل علا-سزاوارپیوند نیست» 
امام علی(ع)فرمودند: چشم فروبستن[دربرخوردبانامحرمان]،نشانه ی جوانمردی است.
امام علی(ع)فرمودند: یاران مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)جوان اندوکهن سالان درمیان آنان اندک اند،مانندسرمه درچشم ونمک درزادوتوشه،که کمترین قسمت توشه،نمک است.
پیامبراعظم ،محمدمصطفی(ص)فرمودند: شمارابه نیکی باجوانان سفارش می کنم؛زیرا نرم ترین دل هارادارند.به راستی که خداوند،مرابشارت دهنده وهشداردهنده برانگیخت.جوانان،بامن پیمان بستند وپیران ،بامن به مخالفت برخاستند.[آن گاه این آیه راخواند]«فَطَالَ عَلَیهِمُ الأمَدُ فَقَسَت قُلُوبَهَم»(وعمرآنان را به درازا کشید،ودل هایشان سخت گردید).
برگرفته ازکتاب"جوان وجوانی درکلاس اهل بیت (علیهم السلام")

اللهّم عجّل لولیّک الفرج

 

نگارش در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 توسط دانش جــــــو |

خدایا! کار ،کارتوست.دعا

این ماه رمضان عجیب آدم را وسوسه می کند برای توبه کردن و برگشتن و ب  راه آمدن.حسابش را بکنید،خدا درخانه اش را کاملا باز کرده باشد،خودش ب عنوان میزبان ، آستانه در ایستاده باشد هر لحظه فرمان دهد و خواهش کند ک بیایید ، بیایید ، بندگان من ، بیایید ب سوی من و تصریح کند ک :

« هرک در این ماه ب خانه ی من بیایید، من از گذشته هایش می گذرم ، پیشینه اش را پاک میکنم و ب قدر ظرف و ظرفیت او ، تحفه هایی ب او می دهم ک نه تا ضیافت سال آینده ،ک تا ابد دستش پیش کسی باز و دراز نشود.»

اینک چیزی نیست ! من ک از همه آلوده تر و گناهکارترم ، بیشتر دلم می تپد برای اینک در این چشمه ی انابت و اجابت شستشو کنم. ب خصوص رمضان - این ماه مبارک و کریم - ک باغ گلدسته لیلة القدر است و خدا این گل را تنها در این ماه قرار داده.

همین چند روز پیش بود ک درگیر درس و امتحان و... بودیم ، اما اکنون درگیر دعا و روزه و سجده و ذکر وگریه و انابه و کتابخوانی تابستانی هستید !

خداوند این ذهن ها و دل ها را ک اینقدر مانوس با کتاب است نورانی تر کند. خداوند از دستهای آشنا ب دعاتان ، جوانه استجابت برویاند .خداوند این سرهای آشنا ب سجده را با بالهای ملائک خویش متبرک گرداند. خدا چقدر شما را دوست دارد، خدا چقدر ب چشم هایتان عشق می ورزد و چقدر ب دلهای لطیف و نازکتان مباهات می کند. خداوند ب همه ی ما ایمانی استوار و ارداه ای  مستحکم عنایت کند.

فرشته ای چند روز پیش در محفل ملائک چند تن از شما را باغبطه ای توصیف ناپذیر نشان می داد : «اینها فرشته تر از مایند، بی خود نیست مقرب ترند، نگاه کن ، گناه می توانند بکنند و نمی کنند! » ودیگری می گفت :«خدا ک می گوید: خلیفه من برروی زمین، یعنی همین! »

... و فرشتگان از همان ابتدا خلقت آدم تا کنون و الی ابد میان آسمان و زمین در رفت و آمدند تا راز این تقریب را دریابند. رازی ک هر صبح باسجاده های شما گشوده می شود و با عزم و اراده ی شما معنا می گردد. خداوند دلهایتان را آسمانی تر کند و نگاهتان را بارانی تر و دستهایتان را ب عرش اجابت ، نزدیکتر کند.ان شاءالله

ب هر حال بیایید روی گشاده ی میزبان را قدر بدانیم و برای سرنوشت دنیا و آخرتمان طرحی نو دراندازیم ... التماس دعا

یاعلی

نگارش در تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392 توسط دانش جــــــو |
طرح سراسری اربعین خودسازی از طرف دبیرخانه کانون های مهدویت سراسر کشور برگزار می شود.
کانون مهدویت تسنیم تصمیم گرفت برای همگامی با دبیرخانه و کانون های مهدویت سایر دانشگاه ها از اجرای طرح دوم صرف نظر کند. محتوای طرح دوم برای استفاده علاقه مندان ضمیمه شده است.

سومین دوره طرح سراسری اربعین خودسازی همزمان با ماه مبارک رمضان آغاز می گردد

محتوای این دوره با توجه به نظر اساتید اخلاق و کارشناسان محترم بنیاد مهدی موعود (عج) به شرح زیر می باشد. 

چهل روز، مراقبت چشم از نگاه به نامحرم


چهل روز، صدقه جهت سلامتی امام عصر (عج)


چهل روز، روزانه تلاوت دو صفحه قرآن (از ابتدای صفحه 80) و تدبر در آن


چهل روز، هر روز 14 صلوات نثار سلامتی حضرت ولی عصر (عج)


به کسانی که پس از تلاوت هرصفحه، روزانه یک نکته قرآنی ارسال نمایند به قید قرعه جوایز نفیسی

اهدا می گردد.

ثبت نام در این طرح از طریق سامانه پیامکی و رایانامه زیر میسر می باشد که برای این امر نام و نام خانوادگی، آدرس رایانامه و شماره تلفن همراه (جهت اطلاع رسانی محتوای هر دوره)، سن، شهر محل زندگی و دانشگاه محل تحصیل (درصورت دانشجو بودن) خود را به شماره یا رایانامه زیر ارسال فرمایید.

شماره پیامکی:  30002558000313

آدرس رایانامه:Info@Dabirkhane12.com 


ادامه متن...


 اولین طرح اربعین خودسازی

 محتوای اولین طرح اربعین

دومین طرح اربعین خودسازی

محتوای دومین طرح اربعین


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه هفدهم تیر 1392 توسط دانش جــــــو |

هر چند با تو بودن را هنوز نیاموخته ام 

   ولی با غیر تو بودن را هم نمی توانم

تولد چنین امامی یک ضرورت است،حتی اگر تمامی تاریخ بر آن بشورند. و ضرورت است ،حتی اگر قدرت ها وحکومت ها نخواهند . این امام ضرورت دارد پس متولد می شود در حالیکه تمام قدرت ها و چشم های خلیفه ی عباسی ،یعنی خلفای اسلام ،برای نابود کردنش بیدار نشسته اند. که موسی حتی در دامن فرعون پرورده میشود. وبهتر بگویم فرعون های حاکم تاریخ،خود ، زادگاه موسای تاریخ هستند ،موسایی که حکومت محدود آنها را در هم میشکند و انسان را در جایگاه خودش در هستی رهبری می کنند،تا انسان تمام رابطه هایش حساب شده وهماهنگ  باشد.

او متولد می شود ورشد می کند و در میان توده مردم رفت وآمد می کند ،به آنها می گوید و از آنها می شنود ،همانطور که یوسف به برادرانش می گفت  و می شنید وحتی نیازهاشان را بر می آورد .

ما تولد چنین امامی و وجود او را پیش از آنکه از دهان تاریخ و با شهادت تاریخ بشنویم،از شهادت همین ضرورت شنیده ایم وباور کرده ایم ،که انسان در این هستی پیوند دارد و رابطه دارد و به این رابطه ها آگاهی ندارد ،پس رسالتی  می خواهد و امامتی،رسالتی که قانون این رابطه ها را بیاورد و امامتی که در هر نسلی ،جلو دار آنها و امام زمانشان باشد.

وما تولد چنین امامی را جشن می گیریم به امید آنکه خود در این تولد،به تولدی دیگر برسیم و از شکم عادت ها وتقلید ها واز شکم قالب ها و محدوده ها و روابط تولید و بازتاب ها و غریزه ها بیرون بیاییم و با تدبیر وتفکر و تعقل خویش ،به آزادی انسانی برسیم و در این آزادی ،حاکمی را انتخاب کنیم که نور راه ما و حجت راه رفتن ما و امنیت استعداد های ما و پناه و قلعه ی ما،در این دزدبازار بی در و پنجره باشد.

تولد چنین امامی اگر با جشنی همراه باشد، باید با جشن تولد دوباره ما باشد،که این امامت را پس از این تولد نمی توانیم تحمل کنیم و این امام را جز با این دید وسیع و مترقی نمی توانیم شیعه باشیم و دنبال کنیم که گفته اند :"انّ امرنا مستصعب ،لا یحتمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد مومن امتحن اللّه قلبه للایمان"

در این تولد است که عشق چنین امامی در تمام وجود تو می نشیند و در خون تو ،در دل تو جاری می گردد. نیاز او همچون عطش ،در هر سلول تو سوز می گذارد و تمام وجودت را به التهاب می کشد.

و این عشق است که باید تبدیل شود،تا میوه ای دیگر بیاورد و این احساس و این نیاز است که باید شکل بگیرد و به حرکت و به عمل دست بدهد،حرکت مستمر وعملی مداوم ،تا زمینه ی انتخاب خلق فراهم شود و مهره ها ساخته شوند ،که حکومت اسلامی ،در جامعه اسلامی شکل می گیرد واین جامعه ،محتاج مهره هایی هست که با اسلام زندگی کرده اند و در برابر تمامی آن تسلیم بوده اند و از قله هایش تخفیف نداده اند و کلش را تجزیه نکرده اند و با ریش وسبیل های دیگر،قیافه اش را مسخ ننموده اند.

این کار عشق است.

عشق آسان نمود اول،ولی ...

برگرفته از کتاب"تومی آیی"  استاد علی صفایی حائری

نگارش در تاريخ جمعه هفتم تیر 1392 توسط دانش جــــــو |
ولادت بانوی دو عالم زهـــــــــــــرای مرضیه (س) بر همگان ب ویژه مادران  مبارک

مامان جونم روز مبارک 

نگارش در تاريخ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 توسط دانش جــــــو |

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان بزرگوار

گام سوم با کمی تاخیر آغاز میشود.پس درهمین دوگام کمی تامل کنید تا شروعی مجدد...

 

یاعلی    

نگارش در تاريخ سه شنبه یازدهم مهر 1391 توسط دانش جــــــو |

بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام دوستان بزرگوار

پستی باموضوع  گام دوم گذاشته شد.دوستان نظراتی پیرامون سوال خواسته شده مطرح کردند.درزیر نظرات رامشاهده میکنید!

1) حقیقت اونی نیس که با چشم میبینی باید درون چیزارو ببینی

2) نا امید به ظواهر نباید باشیم.باطن همه چی طور دیگری ست و همینطور امید زیاد بخ دیدنی هایمان نداشته باشیم ممکن باطنش فرق داشته باشه

3) در رابطه با تصویرت فکر کنم که دوتاآدم رو نشون دادی که یکی تکبر وغروور داره ودیگری نه اونکه تکبر داره عملش پوکه و اونی که تکبر نداره عملش یا حاصله بردااشتش خوبه

4) کمیت مهم نیست کیفیت مهمه!!!!!!!!!

5)  گاهی ظاهر و باطن با هم فرق دارم،ادم باید واقع بین باشه نه سطحی بین

6)  فکر کنم یعنی اینکه همیشه خوبی و بدی کنار همه...یعنی مثل گل که هم بوی خوبی داره و زیباست و هم خار داره...

7) هرچی ریشت بلندتر باشه ریشه ات هم عمیق تره متاسفانه.

8) چون برگ هویج بزرگه تمع کرده فکر میکنه هویجش هم بزرگه

9) به نظر من معنیش اینه که افرادی هستن که کارشون ظاهرا و در نظر دیگران کوچیکه ولی چون صادقانه و برای رضای خدا انجام دادن در واقع کارشون بزرگه و مثمر ثمر بوده و برعکس افرادی هم هستن که کارشون ظاهرا و در نظر دیگران بزرگ بوده ولی در اثر ریا ویا خودبینی در اصل مثمر ثمر نبوده

10) اینکه همیشه اون چیزی که میبینیم درس نیس و باید از درون دنبالش باشیم!

11)باطن عمل و باید دید هر چند ظاهری کوچک داشته باشه.

12) ظاهر بینی رو به یادم انداخت وقتی این تصویر رو دیدم.

13)متکبر شدن به خاطر ظاهر جالب

14)چیزی که ممکنه زیاد دیده نشه شاید ارزش بیشتری داشته باشه

15) بعضی چیزا یا آدما بیرونشون خیلی پر و عالی به نظر میاد ولی در واقع توشون هیچو خالیه مثل تصویر راست

16)ولی بر عکس بعضیا با اینکه بیرونشون حرفی واسه گفتن نداره ولی توشون درسته و پر مثه تصودر چپ

17) 1- خدا به بعضي ها بزرگترين نعمتها رو مي ده , مثل ايشون بي جنبه مي شن و به قول دوستان پز مي دن , غافل ازاينکه......به بعضي ها هم کم مي ده تا امتحانشون کنه

2- اوني که بزرگترين نعمت رو داره و ( مثل ايشون ) از سايه اش استفاده مي کنه , ميوه ي آخرتش رو کال مي چينه اما اوني که کم داره وقانعه .......

18)  ظاهر بینی

19) خیلی زود از روی ظاهر قضاوت نکنیم.... خیلی چیزا هست که در نگاه اول به چشم نمیاد!!

20) دنیا اونطوری که به چشم ما جلوه میکنه نیست

21)همیشه نباید به ظاهر قضیه یا کلا ظواهر نگاه کرد و قضاوت کرد..

22)اولین چیزی که به دهنم رسید غرور بود،ولی با یه نگاه عمیق تر میشه فهمید که یه جورایی منظورش میتونه آخرت هم باشه،یا بصیرت؟شایدم منظورش اینه که شاید تو همه چیز رو نبینی ولی یه کسی هست که همه چیز رو میدونه و میبینه.

23)ظاهربين نباشيم ... خيلي وقتا ظاهر باطن رو نشون نميده ... از طرفي هم ميشه گفت نبايد خودمون و داشته مون رو دست كم بگيريم .. شايد به ظاهر يه قطره باشه ولي در باطن ميتونه يه اقيانوس باشه....

24)از طرفي هم نبايد مغرور بشيم !!!!

25)نظرم هم همون تفاوت ظاهر و باطن کار میتونه باشه البته بعضی مواقع

26)به داشته های ظاهرربمان نگان نکنیم کوته بین نباشیم

27)ما آدم بعضی موقع ها به ظاهر چیز ها نگاه می کنیم و بعضی چیزا که که ظاهرش خوبه ولی باطنش توو خالیه و بعضی چیزها که ظاهر کوچیکی داره و زرق و برق نداره خیلی با ارزشتره شاید باطن بیشتر آدم ها اینجوری باشه مثال زیاد میشه واسش زد .اگه بخوای خیلی دقیق نگاه کنی خیلی جواب واسش پیدا میشه مثل نظر های متفاوت دوستان.یکی دیگه هم اینکه تا یک ظاهر پر زرق برق می بینیم نباید جو گیر بشیم و مغرور همون جوجه رو آخر پاییز میشمرن.خدای بزرگمون هم به باطن و سیرت بندهاش نگاه می کنه نه ظاهر فریبندشون .تووی جامعمون این افراد زیادن که دوامی هم نداره مکرشون و وقت برداشت همه میشناسشون  

28)فخر فروشی و غرور

29)هرگز قضاوت اي صنم، بر ظاهر انسان مكن

30) بر چشم ظاهر بين ما، دستور باطن ديد نيست

31)منـــ هيچيــــــ برداشتـــــ نميكنمــــ     فقطــــ 2 تــــ ــــا هويجــــ و 2تا خرگوشــــــ زشتـــــ ميبينمـــــ

بــــرداشتـــــ منـــــ:اينــــ خرگوشـا زشتنــــــ    خرگوشــــ بــــايد كوچولو و پشمالـــــو باشهــــ   خرگوشــــــ ميخـوام اصلا اينــــا خرگوشنـــــ؟؟

32)همیشه تونگاه کردن ظاهرقضیه دیده نمیشه..اصل باطن وسرشت آدمه... باطن درست باشه ظاهر هم خوی باطن رو میگیره..کامل میشه

33)ظاهر بین نباشیم .

34)شاید بشه به ظاهر تکیه کرد اما حقیقت یه چیز دیگست اونم باطنه

35)ظاهر و باطن آدما یکی نیست کسی که خیلی فخر موقعیتشو میفروشه در حقیقت چیزی نداره!و کسایی که هیچ ادعایی ندارن در حقیقت وجود بزرگی دارن!

36) هیاهوی بسیار برای هیچ

37)شاید منظورش اینه زود قضاوت نکنیم از رو ظاهر....

38)آدم اگه ذات و ریشه داشته باشه خیلی قشنگتره تا اینکه ظاهر زیبا و همه پسندی داشته باشه .... ارزش به ذاته به باطنه نه به ظاهر ....... این عکی خیلی راحت به آدما قابل تعمیمه ..

39)تصویر جالبیه.به نظرم ظاهربینی رو نقد میکنه.خیلی از ماها ظاهر قضایا و چیزها رو میبینیم غافل از اینکه باطنی زیبا و پسندیده دارن!

40)معنیش اینه که فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چطور دهنتو ... میکنه

41)کاش همه به درون هرکس یا ان چیز توجه می کرد نه به ظاهر آن کس یا آن چیز

42)همه چیز اونطور که ما می بینیم و فکر می کنیم و خیلی راحت در موردش قضاوت می کنیم و نظر میدیم نیست.

43)فک میکنم این تصویر نشونه ی ظاهر بین بودن و باطن بین بودن افراده!

44)فریب ظاهرو نخوردن

45)عقل آدما به چشمشونه و به باطن چیزا توجه نمی کنند. هر چیزی رو ببینن ظاهرش قشنگتره اون رو بهتر قبول دارن تا چیزی که ممکنه ظاهر زیبایی نداشته باشه اما درون بسیار زیبایی داره.

۴۶))اکثر آدما کسی رو که در ظاهر به روز تر هست و باطن شیطانی و زشتی داره محترم معنی می کنند و با افراد ساده پوش مثل فردی بیچاره رفتار می کنن

 

به ادامه ی مطلب بروید...


برچسب‌ها: بخـ ــونی ضـ ـررنـ ـمی کنـ ـی
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه چهارم مهر 1391 توسط دانش جــــــو |

بسم الله

 

پیامی به اربابان حلقه‌ها
 
حالا همه فهمیده‌اند که شما در هراس افتاده‌اید که پیام مهر مکتب رسول مهربانی، می‌خواهد شرق و غرب را بگیرد. پس گاه به قاعده طالبانی می‌خواهید چهره خشن و خونریزی از مکتبش به چشم جهانیان درآورید و گاه به دستاویز هنرپیشگی می‌خواهید دروغ و دغل را جانشین حقیقت و راستی کنید.
اگر آن روز که آیه‌های شیطانی از دلی کینه‌توز بر صفحه کتاب جاری شد و قلم‌هایی که تاب زیبایی چهره نگار را نداشتند کاریکاتوری کردند، با ذره‌ای غیرت و حمیت قدرت مدارانی که اینک یکی پس از دیگری از تخت فرو می‌افتند رو به رو می‌شدیم، امروز شما جسارت و جراتی این‌چنین نمی‌‌یافتید.

چشم به راه باشید به‌زودی از پس همه این لجن‌ پراکنی‌ها، چهره زیبای خورشیدی او رخ خواهد نمود و روسیاهی به شما سیاه‌دلان خواهد ماند.


برگرفته از وبلاگ مبارزه با شیطان۲


برچسب‌ها: بخـ ــونی ضـ ــررنـ ــمی کنـ ــی
نگارش در تاريخ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 توسط دانش جــــــو |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

       سلام دوستان

گام اول رو خیلی خوب همراهی کردید.

اگردوستی همراهی نکرده ، پیشنهاد میکنم حتما" سوال جواب ها ی

گــــــــام اول رو یک

نگاهی بندازه.

خوب 

گـــــــام دوم شروع شد؛

ازاین تصویر چی برداشت میکنی؟؟!

 

تصویر الف:

 

تصویر الف

 

ومن الله التوفیق   


برچسب‌ها: گــــ فتــ ـــگــ ـــوی تخــ ـــصـ ــصــ ــی
نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391 توسط دانش جــــــو |

هوالحق

مث من نکنیدا.

یه کله ازاون بالا تا پایین دانشگاه روپیاده اومد.رفتم رویه صندلی نشستم تاخستگیم رفع بشه ولی...

ازبس کنجکاوم-ماشاالله-چند دقیقه بعدپاشدم تادانشگاه گردی کنم...

خیلی راه رفتم یه دقیقه هم ننشستم.وقتی به درب خروجی رسیدم گفتم کی میره این همه راهو....

تامقصدم _ایستگاه اتوبوس_یه کیلومتری بود!!!

کاش همون جا کناردرختا وسط راه نشسته بودم تاخستگیم درمی رفت واون موقع بهتر راهمو میرفتم بدون کلافگی.!!!

پایی دیگه واسم نمونده بود که... رسیدم خونه داغون شده بود این نعمتهای الهی .اصلاحال نداشتم لباس دربیارم...

انسان چه بلاهایی که خودش سر خودش نمی یاره...

وقتی خسته شدی بزن یه کنارخستگی تو رفع کن تابهترادامه بدی!

 


برچسب‌ها: خاطـ ــرات وحـ ـرفهای خـ ــودم
نگارش در تاريخ سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 توسط دانش جــــــو |

هوالحق

داشتم همین جوری سربه زیرتودانشگامون قدم میزدم ومیرفتم که سربالا کردم دیدم ته راه بسته است!

صدمتری باته بن بست فاصله داشتم.ازپشت هم تقریبا 3 برابرش رواومده بودم.خیلی خسته بودم.برگشتم یه نگاه به اطراف کردم دیدم وسط مسیرم راهی برای خروج هست وای که چه زحمتی داشت تا رسیدم به خروجی...

تاحالابه بن بست خوردید؟

تاکجاش رفتی فهمیدی خوردی به بن بست؟

تلاشی برای بازگشت کردی؟

اگه من سرم رواونقدرپایین نمی اوردم می تونستم راهم روببینم(بصیرت)

اگه من همون جا می نشستم کی می اومد منو می برد خونه(اراده)...

تاابد که نمی تونستم اونجا بایستم(تلاش وکوشش) ...

خدایـــــــــــــــا؛اول هیچ کسی روتوبن بست قرار نده بعدشم اگررفتیم توبن بست راه درو رونشونمون بده.

الـــــــــــــهی آمین


برچسب‌ها: خاطـ ــرات وحـ ـرفهای خـ ــودم
نگارش در تاريخ سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 توسط دانش جــــــو |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بزرگواران

 

********اول متن زیر روبخون********

 

سلام به همه ی کنجکـــــــــــــاوان جوان

این روحیه ی کنجکـــــاوی درهرکی باشه اولین گام به سمت حقیقت طلبی ه ،قدرشو بدون. حالا دوست داری این گام روبردای ؟!

پس بیابامن ...

میدونستم حقیقت جو هستی ...

پس سریع میرم سر اصل مطلب !

ازکودکی تا حالا که سنت ممکنه از17 به بالا باشه ،شایدم14-15 سالته فرقی نمی کنه،

خیلی سوال ها بوده که توی ذهنت نقش بسته.

به خیلی هاشون جواب دادی ،اماخیلی هاشون بی جواب موندن یاشایدم به جوابای که گرفتی مطمئن نیستی که درست باشن،بازم فرقی نمی کنه .

من به عنوان یه دوست ازشما میخوام،همه ی اون سوالای که ذهنتو درگیر خودش کردند روواسم بنویسی.موافقی؟!

اگردوست داشتی اسم وبت روهم بگذار،اما اگه دوست نداشتی نگذار اجباری نیست .فقط

فقط جنسیتت – سنت – تحصیلاتت روواسم بنویس .

درادامه اش واسم هرچی خواستی هم بنویس ...

مثلا یه پند یا یه خاطره یا نکته یا یه حرفی که خیلی واست مهم بوده یا آویزه گوشت شده رو واسه منم بنویس ...

این تازه گـــــــــــام اوله ...

راستی یه چیز یادم رفت بگم ؛

سوالات درزمینه های  فرهنگی ،اجتماعی،مذهبی باشه ودرغیراین صورت حذف میشه ...

 

خدا نگهدارتون باشه بزرگواران

 

 ومن الله التوفیق       


برچسب‌ها: بخـ ــونی ضـ ــررنـ ــمی کنـ ــی
نگارش در تاريخ یکشنبه دوازدهم شهریور 1391 توسط دانش جــــــو |

خدایـــــــــــــــــــا!

            به فکـــرمان منطق

      به قلب مان آرامــــــش

         به جسم مان امنــــــیت

             به روح مان پاکـــــــی

           به وجود مان آزادی

       به دست هایمان قـدرت

   به پا هایمان ســرعت

      به چشم هایمان زلالـــی

          به زندگی مان عشـــــــق

              به دوستی هایمان تعـــــهد

         به تعهد مان صداقـــــــت

 

عطــــــــا بفرمـــــــــا ...

الهـــــــــی آمــــــــــین
برچسب‌ها: خـ ـداوعشـ ـق و ایمان
نگارش در تاريخ جمعه دهم شهریور 1391 توسط دانش جــــــو |

اوخواهد آمد

 

یاصاحب الزمان یعنی ماهنگام ظهورت هستیم؟

اگرتوندا بدهی لبیک میگوییم؟

آیاماهمانی شده ایم که تومیخواهی؟

تاکی به تمنای وصال تویگـــــانه  مجنون توای کعبه وبتخانه بهانست

نگارش در تاريخ دوشنبه سی ام مرداد 1391 توسط دانش جــــــو |
اوبه تنهایی یک ملت بود!

او هیچگاه از راه دین ارتزاق نکرد و حتی وقتی هم که به عنوان دبیر مدارس انتخاب شد، گفت:«دبیر تعلیمات دینی نخواهم شد، زیرا نمی‌خواهم از این راه ارتزاق کنم» و سرانجام دبیر زبان انگلیسی شد!

دکتر بهشتی چند سالی را به اروپا رفت تا اندیشه‌های ناب اسلامی را در آن دیار بارور سازد. بهشتی مسجد و مرکز اسلامی هامبورگ را به کانون بیداری اسلامی تبدیل کرد و نور هدایت آنرا به سراسر اروپا فرستاد. شاه ایران بارها خواست که به بهانه دیدار و بازدید از مرکز اسلامی هامبورگ، بهشتی را لکه‌دار کند که هربار با مخالفت شهید بهشتی روبرو می‌شد و همان یکباری هم که موفق شد و به مسجد رفت ، شهید بهشتی برای آنکه چشمش به صورت شاه نیفتد، به شهر دیگری رفته بود! و شاید به همین بهانه وقتی دکتر بهشتی در سال ۱۳۴۹ به ایران برگشت، ساواک دیگر اجازه بازگشت به آلمان را به او نداد، البته او را زندانی هم نکردند؛ ساواک دست به ترفند ناجوانمردانه دیگری زد و شایع کرد که بهشتی وهابی است و اهل ولایت نیست!… البته راه و روش ساواک، پس از انقلاب نیز ادامه داشت و آنهایی که در برابر منطق او تسلیم ‌شده بودند، در برابر وجدان خود تسلیم نشدند و بهشتی را ناجوانمردانه تخریب ‌کردند! او را انحصارطلب و دیکتاتور لقب دادند، او را به داشتن ارتباط با آمریکا و نیز داشتن گرایشات کمونیستی متهم کردند و حتی مانند روزهای پیش از انقلاب، وهابی‌اش نامیدند!

امام خمینی درباره مظلومیت دکتر بهشتی عبارات زیبا و پرمعنایی دارد. امام پس از شهادت آن شهید سعید گفت:«بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان بود» شاید یکی از بزرگترین دلایل مظلومیت بهشتی، اصرار و پافشاری او بر دفاع از خط امام در برابر خط نفاق بود. به همین خاطر بود که انواع و اقسام تهمت و اتهام را به او نسبت می‌دادند، اما هرگز کسی ندید که بهشتی زبانش را بخاطر اعتراض و پاسخگویی به آن اتهامات بگشاید. به بهشتی گفتند:«این روزها حملات دشمنان به شما بسیار شدید شده است . تبلیغات زیادی برای متهم کردن و زیر سوال قرار دادن شما به راه افتاده است، برای مقابله با این توطئه‌ها اقدامی بکنید» خندید و گفت:«حیف است وقتمان را صرف این چیزها بکنیم. بالاخره یک روز ملت همه چیز را خواهد فهمید…» و براستی ملت چقدر دیر متوجه شد، درست زمانی که بدن قطعه قطعه شده بهشتی زیر خروارها خاک آرمیده بود!

نگارش در تاريخ دوشنبه سی ام مرداد 1391 توسط دانش جــــــو |

به نام خدا

میخوام خاطره ی دیروزمو بنویسم

آره دیروز...

دیروزصبح رفتیم برای خوندن نمازعید فطر

اونم ۷ونیم صبح!!!

توی راه صدای دعای قنوت نمازمیومد"اللهم اهل الکبریا..."گفتیم وای نه! حالا بایدنمازروخودمون به تنهایی بخونیم

خدا خدا میکردیم نماز روشروع نکرده باشن

به نزدیکای مسجدکه رسیدیم یه خانوداه جلوترازمابودن وانگاربه سمت مسجد رهسپاربودند

پس حتما شروع نشده اما ...

اماازشون جلوزدیم گفتیم شایدم نباشن ونمازشروع شده

خلاصه باسرعتی هرچه تمام تر قدم برمی داشتیم که یکدفعه صدای شنیدیمیعنی چه صدایی؟؟؟!

باباصدای الله اکبربود نترس عزیزجاندیدیم حاج آقای مسجدبایه عده که دنبالش بودند دارند به طرف مسجد میرند.ماهم ازخداخواسته دویدیم دنبالشون

این مسجد ما دوتا در داره. ماحالابرای اینکه یه کارخوب کرده باشیم ازجمعیت جداشدیم ورفتیم سمت درپشتی اما...

ضایع شدیمبرگشتیم گفتیم به ما اینکارا نیومده...

سریع برگشتیم دنبال جمعیت روگرفتیم رفتیم داخل مسجد.

مسجدمون یه راه روباریک داشت که دست چپشش میرسه به حیاط .تادم همین پیچ که میخورد به حیاط فرش پهن کرده بودند!!!

رفتیم توصف واسه کندن کفشامون که یکدفعه یکی ازآقایون گفت هیچکی بدون ناشتایی نره تومسجدا!!!

ماهم که حسابی ضعف گرفته بودمون سریع یکی ازظرفا روازدستشون گرفتیمو رفتیم تو؟!

دیگه جانبود واسه نشستن .بادردسر خودمون نشوندیم وآماده واسه نمازشدیم!!!!

خلاصه نمازشروع شد.

یه نیم ساعتی به عبادت خالق هستی بخش پرداختم ونشستیم واسه شنیدن خطبه ها که دوباره شروع کردن به پذیرای باچای !!

منم که چای خورنبود گفتیم بیخیال ...

همین جور که به حرف حاج آقا گوش میدادیم  یکی ازآقایون اومدسمت ما.هم سرمون انداختیم پایین؟!!

گفتش:یه جون بلند شه یه کارخیربکنه این چای ها روپخش کنه؟!!

من دیدم خیلی تابلوه به سمت من که اومده،اسم جون هم که اورده،منم که چای خورنیستم پس بهتره خیلی سنگین رنگین بلند شم واین توفیق اجباری روقبول کنم ودیگه نذارم واسه باره دوم ضایع بشم!!!

ازهمون ردیف خودمون شروع کردم دادن رفتم به یکی دوردیف مونده به آخر که رسیدم صداهای" وای وی ویی" شنیدم یعنی چی شده...

دیدم یه سینی چای کامل برگشته وهمه ی چای هاش ریخت توسینی وبیشترش ریخت روفرش.خدارو شکر کسی زیر اون سینی نبود وگرنه این عید فطر بایدباندپیچی شده برمی گشت خونه!!!

چایی هارو دادم ،برگشتم سمت وسیله هام ...

خدایا...

اون جایی که چای ها ریخته بود درست همون جایی بود که من نشسته بودم!!!

بااین تفاوت که تواون لحظه من اون جا نبودم و جام خالی بوده .فقط گوشی بیچاره کمی خیس شده بود ولی چون محافظش بسته بود طوریش نشده بود؟!!

خدارو شکر کردم

هم به خاطراینکه یه ثوابی برده بودم وهم  به خاطراینکه جان سالم به دربرده بودموهم یه چای خوردم

اگه تواون زمانی که اون آقاهه گفت:" یه جونی بلند شه و... "من پانشده بودم شاید الان تمام تنم سوخته بود...

پس اگرکارخیری(توفیق اجباری) خودش به سمتتون اومد بی دلیل ردش نکنید!!!

 

نگارش در تاريخ دوشنبه سی ام مرداد 1391 توسط دانش جــــــو |
نگارش در تاريخ دوشنبه سی ام مرداد 1391 توسط دانش جــــــو |
بسم الله.

خدایا هرگاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی!!!

خدایـــــــــا...!

به هرکه و به هرچه که دل بستم تو دلم را شکستی،
عشق هرکسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی!

هرکجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم در سایه ی امیدی،
و برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو به یکباره همه را بر هم زدی و در طوفان های وحشتزای حوادث تنهایم گذاشتی تا هیــــــچ آرزویی را در دل نپرورم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم...!

تو این چنین کردی تا به غیــــــــــر تو محبــــــــوبی نگیـــــــــرم
و به جز تــــــــــو آرزویی نداشته باشم و جز تـــــــــو به چیـــــــزی یا به کســــی
امید نبندم و جز در سایه توکل به تو آرامش و امنیتی احساس نکنم...!

"خدایــــــــــــــــــا تو را بر همــــــه ی این نعمتـــــــها شـــــــکر میکنم."

«شهید دکتر مصطفی چمران».

برگرفته ازوب فیلا ۱۴

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 توسط دانش جــــــو |

الله اکبر الله اکبر

 

فرارسیدن عیدسعیدفطربرتمامی مسلمین مبارک باد

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 توسط دانش جــــــو |
چقدر روزای خوبیه

ماه رمضون رو میگم

آره تشنه ای ،گرسنه ای ،خسته ای

اما ...

اما میرد به سمتش ولی

ولی نمی خوری ، نمی آشامی .

لحظه ی افطار،چقدر زیباست لحظه ی رسیدن عاشق ومعشوق به همه...

نماز، دعا ، نیایش

تواین ماه چقدر ثواب داره

تلاوت یه آیه ی قرآن مساویه با یه ختم قرآنش

پربرکته این ماه ،ماه بندگی خدا

دعا،دعات تواین ماه مستجابه. ماروازدعای خیرتون بی بهره نگذاریدااا

این روهم میدونستید شیطون ،آره شیطون تواین ماه تو غل وزنجیره.

اما مراقب نفست باش نفست روازگناه بپرهیزونش!

راستی تواین ماه دانشجوا مطالعه کردن رو فراموش نکنند

واسه همه دعا کنید.خیلی بیشتر واسه فرج آقا امام زمان دعا کنید

ماروهم دعا کنید

اللهم عجل لولیک الفرج

   ومن الله التوفیق

نگارش در تاريخ شنبه هفتم مرداد 1391 توسط دانش جــــــو |
آن کس  که تفکرندارد به نجات نزدیک تراست یاکسی که تفکراتش رابه انحراف کشیده اند؟!

 

آن کس که تفکر ندارد مثل ظرف خالی تمیزی است که می توان چیزهای باارزش درونش ریخت اما کسی که تفکراتش روبه انحراف کشیدند مثل ظرف کثیفی وپری است که باید اول خالی بشه،شسته بشه آبکشی بشه بعد آن چیزهای باارزش رادرونش ریخت.

پس آن کس که تفکرنداره به نجات نزدیک تره!

  ومن الله التوفیق

 

نگارش در تاريخ جمعه ششم مرداد 1391 توسط دانش جــــــو |
بازهم جمعه شد

سلام برتو

این جمعه بیا

باشه؟

رمضان است .مگرخدانگفت دعایتان دراین ماه مستجاب است

پس بیا

دلمان برایت تنگ است بیامهدی جان

بیاعزیز فاطمه

راستی یادت هست؟

آمدیم مسجدجمکرانت...

دعایم یادت هست؟!

من هنوز هم منتظرم

بیا بیا

اللهم عجل لولیک الفرج

نگارش در تاريخ جمعه ششم مرداد 1391 توسط دانش جــــــو |

اسلایدر